بلاگمقالات

روان درمانی از صندلی درمان به مت یوگا می‌رود

چکیده مطلب

  • از ابتدای شکل گیری یوگا همیشه بحث ارتباط یوگا با سلامت روانی و فیزیکی مطرح بوده، در چند دهه گذشته این ارتباط بیشتر مطرح شده که در نتیجه آن علم یوگاتراپی به وجود آمده و روانشناسان و روان پزشکان زیادی تمایل به یوگاتراپی در جلسات درمان خود پیدا کردند.

حرف بزن. درمیان بگذار. گریه کن. نرمش کن؟ از گذشته‌ها روان‌درمانی به عنوان نوعی ورزش ذهن بوده‌است، اما امروزه در دفاتر بهداشت روان، درمان‌های عاطفی نه فقط بر روی صندلی روان‌درمانی، بلکه بر روی مت یوگا انجام می‌گیرد.

این رشته‌ی در حال رشد، یوگا درمانی نام دارد و به کارگیرندگان آن شامل روان‌پزشکان، روان‌شناسان، و مددکاران اجتماعی هستند که می‌خواهند تمرینات یوگا و تنفس آگاهانه را در جلسات درمانی خود تلفیق کنند. همچنین استادان یوگا که می‌خواهند بدانند با احساسات شاگردان خود در کلاس‌ها یا جلسات خصوصی چگونه برخورد کنند.

یوگا درمانگران عقیده دارند که یوگا افراد را به قدری قوی می‌کند که می‌توانند به عمیق‌ترین احساسات خود برسند. یک جلسه معمول یوگا با دکتر الیزابت ویسگلیا، متخصص روان‌پزشکی و یوگا‌درمانی در نیویورک، اغلب با تمرینات تنفسی آغاز می‌شود، تنفس‌های انرژی بخش، برای افرادی که افسردگی دارند و تنفس‌های متعادل کننده، برای کسانی که اضطراب دارند. سپس بیماران تمرینات بدنی یوگا را مطابق نیازهای بدنی خود انجام می‌دهند.

دکتر Visceglia برای افرادی که از اختلال پس از سانحه شدید رنج می‌برند، (برای مثال، حواس خود را وقتی در اتاقی که در آن ترومایی را پشت سر گذاشته‌اند از دست می‌دهند) قبل از این که گفتگو درمانی را شروع کند، مراجع را تشویق به انجام حرکات ساده‌ای از یوگا مانند “جنگجو” می‌کند. (این حرکت باعث تقویت اعتماد به نفس و آرامش می‌شود.)

به گفته دکتر ویسگلیا تمام احساسات در بدن ما ذخیره شده‌اند. یک کلاس یوگای گروهی، مانع شما در فرآیند دسترسی به احساسات نمی‌شود. در حالت ایده‌آل؛ شما می‌خواهید با فردی کار کنید که تجربیات مشابه عاطفی و فیزیکی با شما را دارد؛ این امر در جلسات گروهی محقق می‌شود، این فلسفه یوگادرمانی است.

درمانگر یوگا، مراجع را در یک حالت یوگای کنترل‌شده قرار می‌دهد و در این حین به توصیف لحظه‌ی حال می‌پردازد تا فرد به اکتشاف و آگاهی برسد؛ یوگا‌درمانگر در حین این اکتشاف و تجربه با همدلی و توجه مثبت همراه فرد است. (مشابه جلسات روان درمانی و مشاوره)

مفهوم شفای بدن از طریق ذهن و بالعکس از دهه‌های پیش وجود داشته. فروید در کار با زنان هیستریک از تعارضات در ناخوداگاه فرد که آن‌ها را به صورت کلامی نمی‌توانستند بیان کنند، استفاده می‌کرد. به گفته ویسگلیا تنها از طریق توجه بر نشانه‌های بدنی می‌توان به درمان‌های روان‌شناختی رسید.

از زمان فروید، تحقیقات در مورد رابطه ذهن و بدن، راه طولانی‌ای را طی کرده‌است. تحقیقات نشان می‌دهد که نه تنها سلامت روان و خلق و خوی شما وابسته به فیزیک بدنی و ورزش است، بلکه استرس‌های ناخواسته، اضطراب و افسردگی می‌تواند بر سلامت فیزیکی بدن از جمله، فشار خون، عارضه‌های قلبی و افزایش خطر مرگ نیز اثر بگذارد. بنابراین شاید اجتناب‌ناپذیر بود که مراجعان شروع به آوردن مت‌های یوگای خود به جلسات درمان کردند!

این عمل به سرعت به محبوبیت رسید. اکنون نزدیک به ۵۰ مدرسه یوگا در آمریکا یوگا‌تراپی را انجام می‌دهند و انجمن بین‌المللی یوگا‌تراپی از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۹ با افزایش سه برابری اعضا روبرو بوده‌است.

در حقیقت یوگا‌درمانی حتی ممکن است بعضی درمان‌ها را برای سخت‌ترین بیماران روان‌پزشکی نیز ارائه دهد. دکتر ویسگلیا در حال حاضر در حال پژوهش اثر یوگا، بر‌ روی بیماران شیزوفرن که در یک مرکز سلامت روان نگهداری می‌شوند؛ است. برخی از آن‌ها حدود ۱۵ تا ۲۰ سال است که بستری هستند. مطالعات او نشان‌دهنده‌ی کاهش علائم منفی بدنی و افزایش کیفیت زندگی در اثر انجام تمرینات یوگا و مدیتیشن است. سیستم غدد درون‌ریز و سیستم عصبی پاراسامپاتیک در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا دچار مشکل است. یوگا، بر این سیستم اثر می‌گذارد و منجر بر افزایش کلی احساس آرامش می‌شود.

بنابر گفته‌ی Joan Stenzler این احساس صلح همان چیزی است که، متخصصان بالینی و یوگا‌تراپیست‌ها در نیویورک تلاش می‌کنند تا در جلسات خود ایجاد کنند. علاوه بر حرکات یوگا، او به مراجعانش درباره پنج لایه آگاهی در یوگا آموزش می‌دهد: لایه‌های فیزیکی، انرژیک، عاطفه، خرد و سعادت.

استنزلر می‌گوید هر لایه یکی از جنبه‌های وجود و آگاهی ماست که می‌تواند به صورت بالقوه مسدود یا آزاد باشد. او به بیماران کمک می‌کند تا انسداد‌های خود را شناسایی و آن‌ها را رها کنند.

ریچل که یک معلم است می‌گوید: «وقتی برای اولین بار به جلسات درمان آمدم؛ اضطراب و علائم فیزیکی آزار دهنده زیادی داشتم که حس گیر افتادن، به من می‌داد؛ با یوگا و کمک‌های جوآن سعی در تجربه‌کردن حالت‌های بدنی و کنترل آن‌ها کردم.»

اما بعضی از کارشناسان در مورد درمان ترکیبی احتیاط می‌کنند. نگرانی اصلی آن‌ها این است که آیا روان‌درمانگران واقعا آماده آموزش یوگا هستند؟

دکتر BoForbes (روانشناس بالینی و بنیان‌گذار و مدیر مرکز یوگا و مجله‌ی یوگا در بوستون) باور دارد که یوگا‎تراپیست‌ها باید تمرینات جامع و وسیعی داشته‌باشند، بر آناتومی بدن انسان مسلط باشند تا جلوی آسیب‌های بدنی حین تمرینات مراجعان را بگیرند.

علاوه بر این، فوربس می‌گوید، بسیاری از متخصصان بهداشت روانی که سعی در یوگا‌درمانی دارند، ممکن است زمان زیادی را برای کنار آمدن با حرفه‌ی خود با یوگا و ارتباط این دو با یکدیگر داشته‌باشند.

همچنین استنلز بیان می‌کند: «یوگا و روان‌درمانی اتحاد بسیار خوبی با یکدیگر دارند. هدف در روان‌درمانگری این است که از بیمار حمایت کنیم تا کسی باشد که همیشه بوده‌است. و این کار یوگا است! و من در تمام مدت آن را انجام می‌دادم اما متوجه آن نبودم.»

منبع
TIME

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن