تئاتر درمانیهنردرمانی

تئاتر درمانی ؛ من می‌خواهم خودم باشم

سایکورام یا تئاتر درمانی چیست؟

تئاتر درمانیسایکودرام یا تئاتر درمانی چیست؟

تئاتر درمانی روشی است که در آن با بهره گیری از امکانات مشترک نمایش و روانشناسی، برای تغییرات فردی استفاده می‌شود. در این روش شکل‌های بیانی مختلفی از جمله بازی نقش و خلق محیط های متفاوت مطرح می شود.

در اوایل قرن بیستم، دکتر «ژاکوب لوی مورنو» اساس نظریه سایکودرام یا تئاتردرمانی را در وین بنا گذاشت. او در سال ۱۹۲۱ سایکو درام را علم کشف حقیقت نامید. به اعتقاد مورنو، بزرگترین بیماری عصر ما «همنوایی و سازش اجباری» است. مردم به جای اینکه خودشان باشند، مدام از یکدیگر تقلید می‌کنند و سعی می‌کنند نسبت به موقعیت‌های مختلف، سازگاری یکسان و از پیش تعیین شده‌ای نشان دهند.

مورنو، در تعریف هدف تئاتر درمانی، کار خود را با شعار «من می‌خواهم خودم باشم» آغاز می‌کند و مهمترین دستاوردهای روانی و آموزشی تئاتر درمانی را آموزش خودجوشی و خلاقیت می‌داند. اما خلاقیت متضمن خطاست و اصولا بدون امکان حرکت خودجوش و اشتباه، کسی چیزی را یاد نمی‌گیرد. به این ترتیب مورنو به تعریفی کاربردی از سایکودرام می‌رسد: «راهی برای تمرین زندگی، بی آنکه بخاطر اشتباهات آن تنبیه شویم.»

تئاتر درمانی با دو عنصر «عمل» و «مشاهده ی فعالانه» به انجام می‌رسد. عمل به معنای تجسم بخشیدن به ذهنیات از طریق حرکت های نمایشی است و این کار توسط تکنیک های خاص تئاتر درمانی صورت می‌پذیرد (مضاعف سازی، آینه، جا به جایی، صندلی داغ، اتاق تاریک و …) و مشاهده‌ی فعالانه به این معناست که در هر موقعیتی دقیقا متوجه باشیم چه چیزی را تجربه می‌کنیم. زمان در تئاتر درمانی، همیشه زمان حال است. حتی اگر فرد بخواهد بخش‌هایی از گذشته یا آینده‌ی خود را ترسیم کند، باید آن را در زمان حال به تصویر بکشد. به اعتقاد مورنو توجه به زمان حال و «فلسفه لحظه» خلاقیت و خودجوشی فرد را افزایش می‌دهد. در فلسفه‌ی لحظه فرد وادار به عمل کردن و مشاهده می‌شود.

انسان در صحنه‌ی نمایش درمانی مدام در حال آفریدن و فرافکنی دنیای درون خود به دنیای بیرونی‌ست. پس این ترکیب هنر نمایش و هنر درمان، راهی برای تلاقی دنیای درون و بیرون و شیوه‌ای متفاوت برای رسیدن به خلاقیت است. راهی که انسان در آن هم در مقام بیمار و هم در مقام درمانگر خود ظاهر می‌شود.

امروزه تقریبا یک قرن از نظریات مورنو در باب نمایش درمانی می‌گذرد و در این مدت؛ کمتر جامعه‌ای به ضرورت وجود تئاتر برای ایجاد سلامت روانی تردید داشته است. فیل جونز در کتاب درام به مثابه درمان مینویسد: «تئاتر تنها مکانی ست که در آن، ارتباط میان بخش خودآگاه و ناخودآگاه ذهن بر قرار می‌شود و فرایندهای عاطفی بشر شکل می‌گیرد و می‌تواند مقدمات فرایند های شناختی را فراهم آورد. فرد برای اینکه خودش باشد و بتواند توانایی‌های خود را بشناسد، نخست باید از خودش خارج شود و بتواند از درون یک آینه که همان صحنه نمایش درمانی است، به خود بنگرد.

فرایند تئاتر درمانی در نهایت سه بخش است: آماده سازی، عمل و مشارکت. گذراندن موفقیت آمیز این سه مرحله باعث می‌شود که فرد با بهره گیزی از بازی و بداهه پردازی، به نوعی شفای عاطفی و شناختی دست یابد.

در این سه مرحله‌ی کلی ابتدا فرد در فضای تمرین زندگی قرار می‌گیرد. با استفاده از بازی‌ها و بداهه گویی روی موضوع اصلی متمرکز می‌شود، سپس وارد مرحله‌ی عمل و ایفای نقش خود و سایر افراد زندگی خود می‌شود و فعالیت اصلی جلسه‌ی درمان را به کمک گروه شکل می‌دهد و سپس پس از مشارکت فعال از نقش بیرون می‌آید و فضای تئاتر درمانی را ترک می‌کند و با تجربیات کسب شده‌اش در جلسه‌ی درمان به زندگی معمول خود تا جلسه‌ی بعد، باز می‌گردد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن