اختلالاتاختلالات و انحرافات جنسی

اختلال فتیشیستیک

fetishistic disorder

در اختلال فتیشیستیک ، فرد به طور مستمر و مکرر، تخیلات و تمایلاتی دارد که او را از لحاظ جنسی شدیدا تحریک می‌کند و سوژه این تحریکات، اغلب اشیای بی‌جان هستند و این موضوع در عملکرد اجتماعی و شغلی او اختلال شدید ایجاد می‌کند.

Fetish، از ریشه فرانسوی به معنای شی بی‌جان است که به باور بعضی‌ افراد، نیروی ماورای طبیعی دارد. فتیشیسم یعنی ارزش ذاتی دادن به یک شی یا نیروهای خارق‌العاده برای آن قائل شدن. اکثر فتیش‌ها عبارتند از اشیایی که با رابطه جنسی ارتباط دارند. افراد فتیشیستیک به شدت علاقه دارند که این اشیا را به دست آوردند یا آن‌ها را لمس کنند؛ حتی گاهی بدزدند.

اختلال فتیشیستیک معمولا در دوران بلوغ و گاهی قبل از نوجوانی به‌وجود می‌آید و احتمال دارد محصول یک تجربه خاص در کودکی یا اوایل نوجوانی باشد.

ملاک های تشخیص اختلال فتیشیستیک :

  • فرد در یک دوره حداقل ۶ ماهه، به‌خاطر استفاده از اشیای بی‌جان یا به‌‌خاطر تمرکز بسیار خاص روی یک یا چند عضو از اعضای بدن، به طور مکرر و شدید از لحاظ جنسی برانگیخته‌شده‌است؛ می‌توان این برانگیختگی‌ها را از روی خیال‌پردازی‌ها، امیال یا رفتارهای شخص متوجه شد.
  • خیال‌پردازی‌ها، امیال جنسی یا رفتارهای فرد باعث نابسامانی شدید در زمینه‌های اجتماعی، شغلی یا سایر زمینه‌های مهم زندگی می‌شوند.

علل بروز اختلال فتیشیستیک :

بیشترین انحرافات جنسی در مردان دیده می‌شود؛ در واقع مرد بودن یکی از عوامل خطر برای انحرافات جنسی است و می‌توان گفت که علت اصلی تا اندازه‌ای ممکن است این باشد که میل جنسی در زنان بیشتر از مردان سرکوب می‌شود.

پیشنهاد می‌شود:  اختلال افسردگی اساسی

روانکاوان درباره علل انحرافات جنسی چند عقیده دارند. می‌توان این عقاید را از دو دیدگاه بررسی کرد: ۱) انحرافات جنسی، واکنش‌های دفاعی هستند که تلاش می‌کنند از ego در مقابل ترس‌ها دفاع کنند. و یا ۲) انحرافات جنسی، تثبیت در مرحله رشدی پیش_تناسلی را نشان می‌دهد.

یکی دیگر از فرضیه‌هایی که در مورد انحرافات جنسی است، با عنوان شرطی‌سازی کلاسیک مطرح شده‌است و این است که امیال جنسی غیرعادی، نتیجه تجربه‌های جنسی کودکی هستند که با یک محرک غیرعادی یا یک رفتار غیرعادی تداعی شده‌اند و فرد این تداعی را یاد گرفته‌است. این‌گونه تجربه‌های اولیه می‎‌توانند مسیر رشد جنسی نوجوانان را تعیین کنند. نظریه شرطی‎‌سازی کلاسیک در موازات با این واقعیت است که بسیاری از انحرافات جنسی در اوایل نوجوانی به‌وجود می‌آید.

از دیگر مسائل مهمی که ممکن است عامل ابتلا به این مشکلات در بزرگسالی شود، بدرفتاری با کودکان و غفلت از آن‌هاست. بدرفتاری فیزیکی و سواستفاده جنسی در کودکی یک ویژگی مشترک در سابقه اکثر منحرفان جنسی است. اکثر آن‌ها نیز والدینی داشته‌اند که اصول تعلیم و تربیت کودک را بلد نبوده‌ و فرزندان خود را مورد غفلت قرار داده‌اند.

روابط مختل و مشکل بین والدین و فرزندان نیز می‌توانند در ایجاد این اختلالات نقش مهمی داشته‌باشند. بسیاری از این رفتارهای مشکل‌زا، اغلب با باورهای غلط یا سوگیری در پردازش اطلاعات به‌وجود می‌آیند.

درمان :

در حال حاضر بسیاری از روان‌شناسان بالینی از رویکردهای چندوجهی برای درمان انحرافات جنسی استفاده می‌کنند که موارد زیر را شامل می‌شوند:

  • درمان مشکل رفتاری به صورت انفرادی. (مثلا تغییر جهت دادن تحریک و ارضای جنسی از محرک‌های خاص یا نامناسب به سوی محرک‌های قابل قبول‌تر)
پیشنهاد می‌شود:  اسکیزوفرنی

این درمان‌ها، درمان‌های رفتارگرا (بیزاری درمانی و اشباع)، شناخت‌گرا و آموزش پیشگیری از بازگشت را شامل می‌شوند.

  • مقابله با باورها و نگرش‌های غلط که تداوم انحرافات جنسی را موجب می‌شوند؛ و آموزش مهارت‌های اجتماعی که به افراد کمک می‌کنند تا با افراد بالغ و راضی به تعامل مناسب‌تری دست یابند.
  • روش دیگر، روش دارودرمانی و هورمون درمانی است که برای این اختلال می‌توان از SSRI ها(مثلا فلواکستین) استفاده کرد.

مطالب مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن