اختلالاتطیف اسکیزوفرنی و اختلالات روان پریشی دیگر

اختلال اسکیزوافکتیو

schizoaffective disorder

در اختلال اسکیزوافکتیو افراد مبتلا، اختلال افسردگی یا دو قطبی هذیان/‌یا توهم نیز دارند.‌ افراد مبتلا باید حداقل یک دوره‌ی دو هفته‌ای داشته‌باشند که طی آن نشانه‌های اختلال خلقی نداشته‌باشند،‌ اما نشانه ‌های روان‌پریشی داشته‌باشند و همین امر روند تشخیص را در این اختلال پیچیده می‌سازد.‌ با این حال،‌ آن‌ها در اکثر مدت بیماری خود باید دوره خلقی عمده (افسردگی یا منیک) به علاوه‌ی نشانه‌های اسکیزوفرنی را داشته باشند؛‌به عبارت دیگر،‌ آن‌ها باید هم دوره‌ی خلقی و هم اختلال روان‌پریشی را به‌ مدت دو هفته داشته‌باشند که طی آن هذیان‌ها و یا توهمات تنها نشانه‌هایی باشند که آشکار می‌شوند.

ملاک‌های تشخیص اختلال اسکیزوافکتیو:

  • دوره‌ی بدون وقفه بیماری که در طول آن،‌ دوره‌ی خلقی اساسی(افسردگی اساسی یا منیک) همراه با ملاک A اسکیزوفرنی روی می‌دهد.
  • هذیان‌ها یا توهمات به‌ مدت دو هفته یا بیشتر در غیاب دوره‌ی خلقی اساسی در کل مدت بیماری.
  • نشانه‌هایی که ملاک‌های دوره‌ی خلقی اساسی را برآورده می‌کنند در بخش عمده‌ای از کل مدت قسمت‌های فعال و باقیمانده‌ی بیماری وجود دارند.

علل بروز اختلال اسکیزوافکتیو:

منشا توجیهات زیستی این اختلال، در نوشته‌های کریپلین قرار دارد که معتقد بود این اختلال نوعی بیماری است که تباهی بافت مغز آن را ایجاد می‌کند. همچنین دانشمندان در قرن نوزدهم به نابهنجاری‌های احتمالی مغز در افراد مبتلا به این اختلال پی‌‌بردند. تحقیق درباره الگوهای خانوادگی وراثت، این نظر را تایید می‌کند که طیف اسکیزوفرنی، حداقل تا اندازه‌ای، اختلالاتی هستند که به‌ صورت ژنتیکی ایجاد می‌شود. طبق فرضیه عصبی_رشدی این طیف اختلالاتی رشدی می‌باشند که در طول سال‌های نوجوانی یا اوایل بزرگسالی، به علت تغییرات در کنترل ژنتیکی رسش مغز به‌وجود می‌آید.

نظریه پردازهای روان‌شناختی معتقد بودند که الگوهای آشفته‌ی ارتباط در محیط خانواده‌ی کودک، می‌توانند شکل گیری این اختلال را تسریع کنند. غیر از محیط خانواده، پژوهشگران همچنین عوامل اجتماعی گسترده‌تر، مانند طبقه اجتماعی و درآمد را در رابطه با طیف اسکیزوفرنی مورد بررسی قرار‌ داده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند که این اختلال در طبقات اجتماعی_اقتصادی پایین بسیار شایع‌تر است.

درمان

دارو درمانی:

دارو درمانی در سه حیطه انجام می شود:

  • برای بیماران شدیداٌ بی‌قرار داروهای کم قدرت تجویز می‌شود؛ مانند: کلروپرومازین و تیوریدازین.
  • برای بیمارانی که کمتر بی‌قرار هستند داروهای پرقدرت تجویز می‌شود؛مانند:هالوپیریدون و فلوفنازین.
  • داروهایی با قدرت متوسط برای بیمارانی که نه خیلی بی‌قرار هستند نه بی‌قراری کمی دارند؛ مانند: تریفلوپرازین و تیوتیکسین.

این داروها حرکت غیر‌ارادی بدن، عوارض قلبی و عروقی شدید و تیک های جسمی را به عنوان عوارض جانبی به همراه دارند.

روان درمانی:

از مهم‌ترین و موثر‌ترین درمان‌های شناختی، طرحواره درمانی، گروه درمانی و درمان شناختی_رفتاری CBT می‌باشد.

مطالب مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن